هنگام سپيده دم خروس سحري / داني كه چرا همي كند نوحه گري /
يعني كه نمودند در آيينه صبح / كز عمر شبي گذشت و تو بي خبري
اینروزها از آیینهای قدیمی و خاطره برانگیز رمضان هم چندان خبری نیست، مثل باقی سنتهایمان که بیشترشان زیر بار سنگین مدرنیته طاقت نیاوردهاند.
خودمان را به این دلخوش میکنیم که کارهای مهمتری داریم و یادمان رفته که روزی روزگاری در همین حوالی رمضان ماهی بود پر از خاطره و شور و شعف. ولی این مهم نیست که ما به دنبال آن هستیم یا نه مهم این است که دردنیای ارتباطات و عصري که دنيا غرق در فناوري هاي نوين ارتباطي است، هنوز بعضی از مردم ما سحرها با نواي دم دم سحري برخی عاشقان از خواب بيدار مي شوند.
دُم دُم سحري يک سنت دیرینه است که سالهای سال است در بعضي از محلات بوشهر ادامه پيدا کرده است. اين سنت برمي گردد به زماني که ساعت و يا وسيله اي وجود نداشت که مردم را براي انجام سحري بيدار کند، اما يکي از دلايل ماندگاري آن تا حالا، زيبائي و شيريني اين کار بوده و جزو يکي از سنت هاي حسنه ماست که بايد ماندگار باشد.
در سالهاي اخير (پس از پيروزي انقلاب ) در يكي دو محله از ناحيه مركزي شهر (دهدشتي وكوتي) تعصب مذهبي و پایبندی به سنت ها عدهاي جوان را برآن داشته تا دست به اين كار بزنند.
استفاده از اين فرهنگ به روزگار فرمانروايي ساسانيان از قرينه تشكيلات نقاره خانه در دربارپادشاهان آب ميخورد، زيرا در آن دوره معمول بود كه در نقارهخانه شاهان در شبانهروز چند بار نقاره ميزدند: گاه سه بار، گاه پنج بار، گاه هفت بار و گاه دوبار و به انجام اين كار نوبت نواختن ميگفتند.
آن زمان که بوشهر به گستردگي و پراکندگي امروز نبود و بوشهر در چهار محله بهبهاني، دشتي، کوتي و شنبدي و محله هاي حاشيه اي خلاصه مي شد، سحر هاي رمضان، عده ای فانوس به دست و دمام به دوش مي گرفتند و با سردادن نواي دلنشين دم دم سحري محله ها را کوچه به کوچه، خانه به خانه مي گشتند.
طبق یک تاریخ شفاهی دم دم سحري در بوشهر برمي گردد به بيش از صد سال قبل که مرحوم کل عباس دم سحري (عين بگشا) اين را بنيان گذاشت. مي گويند حدود 150 الي 160 سال پيش که در قسمتي از کشورهاي عربي (بحرين کنوني) به شيعيان اجحاف مي شد ناچاراً شيعيان به جاهاي ديگر کوچ مي کنند که عده اي به بوشهر آمده و در محلات بوشهر بخصوص محله کوتي، ساکن مي شوند که مرحوم کل عباس جزو آن ها بوده است. اول به شکل خواندن دعا و درب خانه ها را زدن، مردم را بيدار مي کردند که دعاي آن ها به شکل عربي بوده که اکنون فقط اين دعا در يک جا خوانده مي شود هرچند که خيلي جاهات آن دعاي معروف «خداوندا تو ستاري، همه خوابند تو بيداري ، به حق خود که بيداري ، همه عالم نگهداري » استفاده مي شود. به هر صورت مردم با کلماتي مانند «مروات همه سال» و با قسمت کردن مسقطي و يا شيريني ديگر مراتب سپاس خود را اعلام مي کردند.
دم دم سحري آهنگ موزوني است که از ترکيب دو کلمه دم دم و سحري از ضرب آهنگ کوبش چوب بر دمام ايجاد مي شود و دم دم سحري خوانان با ضربه هاي آهنگيني بر دمام با ريتم سه ضربي، همراه با خواندن اشعار دعاگونه روزه داران را وقت سحر از خواب بيدار مي کنند.
بعد از مرحوم کل عباس کسي به نام محمد ابراهيم (محد ابريم) اين را ادامه مي دهد، اما به تقليد از مردم بحرين، از دمام هم استفاده مي کند که تا حالا به همين شکل ادامه پيدا کرده، بعد از اين مرحوم قوسو (کاووسي) و کلامو و مندو و ديگر عزيزاني که روحشان شاد باد در اين راه زحمت کشيدند.
در محله کوتي بعد از انقلاب يکي از نوادگان مرحوم کل عباس ( دم سحري) عين بگشا، حميد عين بگشا و داريوش شيخ ذاکر و مرحوم صادق ملاح زا ده، حسين فرهومند و ديگر عزيزاني که جا دارد از زحماتشان تشکر و قدرداني کرد به دم دم سحري پرداختند .
البته اين آيين اختتاميه اي هم دارد که در روز عيد فطر برگزار مي شود ؛ بوشهري ها اين را خوب مي دانند که در روز عيد فطر باز هم دمام زن ها بر سر کوي و برزنشان خواهند آمد و با نواختن ساز ، هم شادي خود را از فرارسيدن عيد فطر ابراز مي دارند و هم خبر مي دهند که آمده اند پاداش شب بيداري هاشان را بگيرند.
مردم نيز شادمانه به نوازندگان پول و هديه مي دهند که در واقع حکم عيدي را دارد و آنها نیز عیدی ها را در راه خیر صرف می کنند.
خداوندا تو رزاقی ..... همه فانی تویی باقی



یادداشت ها (1)
