خود را بريز توي خيابان، شرورتر
هرلحظه بيش، بيشتر و بي شعور تر *
نفرين بكن، هوار بكش، ناسزا بگو
آتش بگير، پرهيجان تر، تنورتر
تيري بزن به سينه ي سرخ كبوتري
نه! تيرهاي بيشتري، پرغرورتر
سنگي بزن به شيشه ي ماشين پيش رو
آتش به سطل هاي خيابان دورتر
اين حق توست، حق تمام ستمگران
حق هرآنكه گردنش از تو قطورتر
اين حق ماست، حق همه پابرهنگان
مي خواستيد مردمي از ما صبورتر
اما سكوت، پاسخ تلخي ست بشنويد
تا چشم هاي بسته ي اين فتنه كورتر
در دست هاي فتنه گران جسور، سنگ
چشمان سرخ منتظران ظهور، تر
* شعور: در اينجا و همه جا به معناي آگاهي ست.



یادداشت ها (2)
