الله کرم مشتاقی
سریالهای مناسبتی ماه مبارک رمضان هر سال به این منوال بوده که یک سریال طنز ، یک سریال اجتماعی و یک سریال با مضمون معنوی از سه شبکه ی اصلی صدا و سیما پخش میشده است .
امسال اما روال فرق کرده و دو سریال اجتماعی یعنی در "مسیر زاینده رود" از شبکه یک و "جراحت" از شبکه ی سه پخش میشود و سهم شبکه ی دو،سریالی است در حال و هوای جهان پس از مرگ با نام "ملکوت".
شبکه ی استانی تهران هم مثل هر سال سریالی مجزا پخش میکند ،سریالی طنز، که جای خالی طنز را در سه شبکه ی دیگر پر کرده است.
اگر میخواهید ادامه ی مطلب را بخوانید لطفا پیشاپیش مرا به ضدیت باطنز و نقد و طرفداری از طنز بی خاصیت و پاستوریزه متهم نکنید.
سریال "نون و ریحون" که از شبکه ی تهران پخش میشود گرچه نمی شود نام طنز فاخر را بر آن نهاد اما حداقل عوامل سازنده این سریال،برخلاف بعضی از کارگردانان و نویسندگان روشنفکرمآب طنز خود را آلوده به مسخره کردن قشر روستایی و محرومین و سنن مذهبی جامعه و تمجید از عشقهای خیابانی نکرده اند.
اما سازندگان طنز باید مرزی بین لودگی و نقد قایل شوند ، باید متوجه باشند که دیالوگ به دیالوگ طنزشان در چه مسیریست . در مسیر " نقد سازنده "یا ناکجا آبادی که سرانجامش همسویی با دشمنان مردم و انقلاب است.
زبان طنز در بیان کاستی ها زبان موثریست، طنز با اغراق در واقعیتها در پی آن است که آن نقیصه٬ مورد توجه قرار گیرد و هیچکس مخالف آن نیست.
بهانه ی نوشتن این سطور سکانس تاسف باری از طنز "نان و ریحون "است که مدیران صدا و سیمای استان تهران به قباحت آن پی برده و در بازپخش این سریال،قسمتهایی از آن سکانس زننده را حذف کردند.سکانسی که از زبان یک خانم متهم جریان اصلاح شدنش در زندان را بیان میکند.
به این دیالوگ دقت کنید:
- مرد:چرا هرکی میاد اینجا عابد و زاهد میشه؟
- زن(زندانی):خب اینجا یه فرصته آدم تو خلوت خودش با خودش مواجه شه
- مرد:چرا لاغر شدی؟
- زن زندانی:رژیم گرفتم!البته گویا اینطور که شنیدم"دکتر کیمیاگر"ظهرا و عصرا میاد اینجا به کیفیت غذاها سرکشی میکنه و غذاهای پر چرب را با کالری بالا رو از وعده های غذایی اینجا حذف کرده!
البته در بازپخش این سریال آن قسمت که مجرم از بازجوهایش میگوید و اینکه او در زندان هیچ شیشه ی نوشابه ای ندیده و به جای نوشابه به آنها دوغ میدهند!!!و اینکه علت اصلاح شدنش نصیحت هاییست که بازجوهای خیلی محترمش با او داشته اند.
واقعا جای تاسف دارد که انقلاب ما که از همه سو مورد اتهام و هجمه ی مستکبران عالم و ضد انقلاب است ،این چنین مظلومانه مورد تمسخر سریال طنز داخلی قرار گیرد.
باز هم تکرار میکنم هیچکس با نقد و طنز مخالف نیست و اتفاقا بیشتر فیلمهای سینمایی تولیدی بن مایه ی انتقادی دارند.اما آیا درست است که به بهانه ی خنداندن، انقلاب را به مساله ی متهم کرد که به جز ضد انقلاب از دهان هیچ کسی خارج نمی شود؟ فکر نمیکنم.
شبکه ی استانی تهران هم مثل هر سال سریالی مجزا پخش میکند ،سریالی طنز، که جای خالی طنز را در سه شبکه ی دیگر پر کرده است.
اگر میخواهید ادامه ی مطلب را بخوانید لطفا پیشاپیش مرا به ضدیت باطنز و نقد و طرفداری از طنز بی خاصیت و پاستوریزه متهم نکنید.
سریال "نون و ریحون" که از شبکه ی تهران پخش میشود گرچه نمی شود نام طنز فاخر را بر آن نهاد اما حداقل عوامل سازنده این سریال،برخلاف بعضی از کارگردانان و نویسندگان روشنفکرمآب طنز خود را آلوده به مسخره کردن قشر روستایی و محرومین و سنن مذهبی جامعه و تمجید از عشقهای خیابانی نکرده اند.
اما سازندگان طنز باید مرزی بین لودگی و نقد قایل شوند ، باید متوجه باشند که دیالوگ به دیالوگ طنزشان در چه مسیریست . در مسیر " نقد سازنده "یا ناکجا آبادی که سرانجامش همسویی با دشمنان مردم و انقلاب است.
زبان طنز در بیان کاستی ها زبان موثریست، طنز با اغراق در واقعیتها در پی آن است که آن نقیصه٬ مورد توجه قرار گیرد و هیچکس مخالف آن نیست.
بهانه ی نوشتن این سطور سکانس تاسف باری از طنز "نان و ریحون "است که مدیران صدا و سیمای استان تهران به قباحت آن پی برده و در بازپخش این سریال،قسمتهایی از آن سکانس زننده را حذف کردند.سکانسی که از زبان یک خانم متهم جریان اصلاح شدنش در زندان را بیان میکند.
به این دیالوگ دقت کنید:
- مرد:چرا هرکی میاد اینجا عابد و زاهد میشه؟
- زن(زندانی):خب اینجا یه فرصته آدم تو خلوت خودش با خودش مواجه شه
- مرد:چرا لاغر شدی؟
- زن زندانی:رژیم گرفتم!البته گویا اینطور که شنیدم"دکتر کیمیاگر"ظهرا و عصرا میاد اینجا به کیفیت غذاها سرکشی میکنه و غذاهای پر چرب را با کالری بالا رو از وعده های غذایی اینجا حذف کرده!
البته در بازپخش این سریال آن قسمت که مجرم از بازجوهایش میگوید و اینکه او در زندان هیچ شیشه ی نوشابه ای ندیده و به جای نوشابه به آنها دوغ میدهند!!!و اینکه علت اصلاح شدنش نصیحت هاییست که بازجوهای خیلی محترمش با او داشته اند.
واقعا جای تاسف دارد که انقلاب ما که از همه سو مورد اتهام و هجمه ی مستکبران عالم و ضد انقلاب است ،این چنین مظلومانه مورد تمسخر سریال طنز داخلی قرار گیرد.
باز هم تکرار میکنم هیچکس با نقد و طنز مخالف نیست و اتفاقا بیشتر فیلمهای سینمایی تولیدی بن مایه ی انتقادی دارند.اما آیا درست است که به بهانه ی خنداندن، انقلاب را به مساله ی متهم کرد که به جز ضد انقلاب از دهان هیچ کسی خارج نمی شود؟ فکر نمیکنم.











