بخش تحلیلی جانا:
اظهارات اخیر مشایی درباره مکتب ایرانی و مکتب اسلام باز هم سببی شد تا دلسوزان دولت اصولگرا و منتقدین دولت - البته به جز مدعیان اصلاح طلبی – انتقادات و تذکرات جدی را به دولت دهم و رییس آن وارد نمایند. اینکه اظهارات مشایی از چه تفکری ناشی می شود ، انتقادات دراین باره تا چه اندازه وارد است و دولت منتخب مردم چه رویکردی در این باره خواهد داشت شاید از مباحث اولویت دار کشور نباشد اما، از آن جهت که نادیده گرفتن خطایی هرچند کوچک می تواند به انحراف جدی تبدیل شود، دلیل محکمی است که حتی بزرگان دینی ما به این مسأله بپردازند.
اینکه مشایی با چه هدفی هربار با جملات خود پا را از خطوط قرمز نظام فراتر گذارده و سپس با هزینه سنگین دیگران به توضیح و تفسیر آن می پردازد شاید در حال حاضر جواب روشنی نداشته باشد و ما فقط بتوانیم بر اساس ظاهر امر به عدم داشتن بینشی دقیق از سوی مشایی و یا براساس برخی پیشبینی ها تلاش وی برای حضور در انتخابات و یا حتی انحراف اصولی وی از مبانی دینی و انقلابی قضاوت نماییم ، اما چیزی که روشن است اینکه با توجه به سوابق دولت نهم و دهم و شخص دکتر احمدی نژاد در پاسداشت ارزش های دینی و انقلابی این سخنان نمی تواند موضع دولت مکتبی وی باشد - و البته هم نیست - ، ولی متاسفانه در حال حاضر با تابلو این دولت نشر می یابد و این اگر باعث انحراف جدی در دیدگاه و عملکرد دولت نباشد، باعث انحراف فکری کسانی که این دولت را به نام ارزش های اسلامی و انقلابی می شناسند خواهد شد. شاید اشاره به مضمون سخن شهید بزرگوار مطهری روشن ساز مطلب باشد که می فرمود: "ما حتی حاضریم به مارکسیست ها هم در دانشگاه هایمان کرسی تدریس بدهیم اما به این شرط که اعتقادات خود را به نام خودشان و نه با اسم اسلام نشر دهند."
خوشبختانه هوشیاری جریان ارزشی و پاسدار انقلاب که از تجربیات سال های بعد از انقلاب حاصل شده است و تذکرات دلسوزان و بزرگان دینی تاکنون مانع از این انحراف گردیده است، ولی تا کی باید برای مشایی هزینه پرداخت و تا کی باید شاهد بود که شخصی از دفتر دولت ارزشی ، شعارهایی را که برای حفظ و نشر و صدور آن هزاران شهید داده ایم و سال ها خون دل خورده ایم با توجیهات سطحی بیرنگ کند. وقتی حضرت آیت الله مصباح یزدی در این باره می فرمایند که " مروجین جایگزینی مكتب ايران بجای اسلام غيرخودياند...و ما با هیچ کس عقد اخوت نبسته ایم" می توان نتیجه گرفت که اگر منتقد این مواضع نباشیم باید هر روز شاهد نشر شعارهای ضد انقلاب به نام اصولگرایی باشیم و شاید "مشائیسم" مکتب انحرافی جدید باشد که اگر با خواست خود وی هم نباشد با دست وی ایجاد می شود.
زنگ خطر اینجاست که در این بین جریان موسوم به اصلاحات که در طول مسئولیت دولت های همگرا با خود هزاران بدتر از مشایی را در خود جای داده و از ابتدا همواره در سدد بهانه جویی بر علیه دولت اصولگرا بوده است، در این باب انتقاد جدی نداشته یا شاید بهتر است بگوییم اصلا انتقادی نداشته است. البته در جریان اصولگرا هم شاید باشند کسانی که نه از سر دلسوزی برای انقلاب و دولت ارزشگرای دکتر احمدی نژاد ، بلکه برای تسویه حساب های شخصی انتقاد می کنند ، اما این در برابر اصل قضیه مسئله مهمی تلقی نمی شود.و اجحاف است اگر نگوییم برخی از انتقادات به مشایی هم نه از سر حق بلکه ساخته و پرداخته این طیف است.
در این بین از دولت دکتر احمدی نژاد که از ابتدای روی کارآمدن تمامی هم و غم خود را برای شتاب بخشیدن در ساختن ایران اسلامی و نشر ارزش های انقلابی گذاشته است و شاید تا کنون فقط با نگاه دفاع از جزیی از بدنه اجرایی خود به تحمل انتقادات وارد بر مشایی و توضیح و تفسیر سخنان وی می پرداخته و نه به عنوان قبول این سخنان، انتظار می رود، که بیش از این برای تفسیر سخنان مشایی و پاسخ به انتقادات ناشی از وی هزینه نکند و فرصت خدمت به مردم را از دست ندهد.
اظهارات اخیر مشایی درباره مکتب ایرانی و مکتب اسلام باز هم سببی شد تا دلسوزان دولت اصولگرا و منتقدین دولت - البته به جز مدعیان اصلاح طلبی – انتقادات و تذکرات جدی را به دولت دهم و رییس آن وارد نمایند. اینکه اظهارات مشایی از چه تفکری ناشی می شود ، انتقادات دراین باره تا چه اندازه وارد است و دولت منتخب مردم چه رویکردی در این باره خواهد داشت شاید از مباحث اولویت دار کشور نباشد اما، از آن جهت که نادیده گرفتن خطایی هرچند کوچک می تواند به انحراف جدی تبدیل شود، دلیل محکمی است که حتی بزرگان دینی ما به این مسأله بپردازند.
اینکه مشایی با چه هدفی هربار با جملات خود پا را از خطوط قرمز نظام فراتر گذارده و سپس با هزینه سنگین دیگران به توضیح و تفسیر آن می پردازد شاید در حال حاضر جواب روشنی نداشته باشد و ما فقط بتوانیم بر اساس ظاهر امر به عدم داشتن بینشی دقیق از سوی مشایی و یا براساس برخی پیشبینی ها تلاش وی برای حضور در انتخابات و یا حتی انحراف اصولی وی از مبانی دینی و انقلابی قضاوت نماییم ، اما چیزی که روشن است اینکه با توجه به سوابق دولت نهم و دهم و شخص دکتر احمدی نژاد در پاسداشت ارزش های دینی و انقلابی این سخنان نمی تواند موضع دولت مکتبی وی باشد - و البته هم نیست - ، ولی متاسفانه در حال حاضر با تابلو این دولت نشر می یابد و این اگر باعث انحراف جدی در دیدگاه و عملکرد دولت نباشد، باعث انحراف فکری کسانی که این دولت را به نام ارزش های اسلامی و انقلابی می شناسند خواهد شد. شاید اشاره به مضمون سخن شهید بزرگوار مطهری روشن ساز مطلب باشد که می فرمود: "ما حتی حاضریم به مارکسیست ها هم در دانشگاه هایمان کرسی تدریس بدهیم اما به این شرط که اعتقادات خود را به نام خودشان و نه با اسم اسلام نشر دهند."
خوشبختانه هوشیاری جریان ارزشی و پاسدار انقلاب که از تجربیات سال های بعد از انقلاب حاصل شده است و تذکرات دلسوزان و بزرگان دینی تاکنون مانع از این انحراف گردیده است، ولی تا کی باید برای مشایی هزینه پرداخت و تا کی باید شاهد بود که شخصی از دفتر دولت ارزشی ، شعارهایی را که برای حفظ و نشر و صدور آن هزاران شهید داده ایم و سال ها خون دل خورده ایم با توجیهات سطحی بیرنگ کند. وقتی حضرت آیت الله مصباح یزدی در این باره می فرمایند که " مروجین جایگزینی مكتب ايران بجای اسلام غيرخودياند...و ما با هیچ کس عقد اخوت نبسته ایم" می توان نتیجه گرفت که اگر منتقد این مواضع نباشیم باید هر روز شاهد نشر شعارهای ضد انقلاب به نام اصولگرایی باشیم و شاید "مشائیسم" مکتب انحرافی جدید باشد که اگر با خواست خود وی هم نباشد با دست وی ایجاد می شود.
زنگ خطر اینجاست که در این بین جریان موسوم به اصلاحات که در طول مسئولیت دولت های همگرا با خود هزاران بدتر از مشایی را در خود جای داده و از ابتدا همواره در سدد بهانه جویی بر علیه دولت اصولگرا بوده است، در این باب انتقاد جدی نداشته یا شاید بهتر است بگوییم اصلا انتقادی نداشته است. البته در جریان اصولگرا هم شاید باشند کسانی که نه از سر دلسوزی برای انقلاب و دولت ارزشگرای دکتر احمدی نژاد ، بلکه برای تسویه حساب های شخصی انتقاد می کنند ، اما این در برابر اصل قضیه مسئله مهمی تلقی نمی شود.و اجحاف است اگر نگوییم برخی از انتقادات به مشایی هم نه از سر حق بلکه ساخته و پرداخته این طیف است.
در این بین از دولت دکتر احمدی نژاد که از ابتدای روی کارآمدن تمامی هم و غم خود را برای شتاب بخشیدن در ساختن ایران اسلامی و نشر ارزش های انقلابی گذاشته است و شاید تا کنون فقط با نگاه دفاع از جزیی از بدنه اجرایی خود به تحمل انتقادات وارد بر مشایی و توضیح و تفسیر سخنان وی می پرداخته و نه به عنوان قبول این سخنان، انتظار می رود، که بیش از این برای تفسیر سخنان مشایی و پاسخ به انتقادات ناشی از وی هزینه نکند و فرصت خدمت به مردم را از دست ندهد.











