Wednesday - 08 February 2012
19 بهمن 1390 ساعت 19:02
اصولیون
فریاد عدالت
طلاب نیوز
پیامک جانا
دانشجو نیوز
جمیری
استقامت
افسران
فریاد جوان

نیازمندیها

اخبار مرتبط با معدن، صنعت و صنايع معدني را در معدن نيوز بخوانيد www.madannews.ir
کد خبر : Jana - 3357 تاريخ انتشار: 11 مرداد 1389 ساعت 10:14
كعبه در خون
نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
 وقتی حرمت بیت الله شکسته شد

  مصاحبه با حاجیه خانم علایی،همسر و همراه شهید حاج حسین گورکی - از شهر برازجان - در فاجعه ی کشتار  حجاج بیت الله الحرام مرداد ماه سال ۱۳۶۶   

" ناگهان ماموران سعودی بدون هیچگونه هشداری آب داغ به طرف ما پاشیدند ، آبها چنان داغ بودند که من در یک لحظه دیدم تمام طول و عرض خیابان را بخار غلیظی پوشانده است،تمام معلولین و سالمندان که نمیتوانستن به عقب برگردند سوختند ، فریاد سوختم سوختم تمام مکه را پر کرده بود ، من قمقمه آب خود را به پیرمردی دادم که صورتش سوخته بود و سرش را که غرق در خون بود با دستمالی بستم ، فاجعه ی اصلی هنگامی شروع شد که وهابی ها با کارد و چوبهای میخ دار و سنگ و شیشه به ما حمله ور شدند،آنها به هیچکس رحم نمیکردند ،ویلچری ها و سالمندان  را با مشت و لگد به زمین می انداختند و با هر چه در دست دشتند به طرفش حجوم می آوردند، نمیدانستیم چه کنیم..."

نوشته های بالا گوشه ای از خاطرات مریم علایی همسر شهید حاج حسین گورکی است که در مرداد ماه سال 1366در شهر مقدس مکه به دست سرکوبگران وهابی آل سعود صورت گرفته است و لکه ی ننگ آن در طول تاریخ به دامان آل سعود خواهد ماند و به فرموده ی امام خمینی"با آب زمزم و کوثر نیز نمیتوان آن را پاک کرد"

جنایتی به نام وهابیان آل سعود و به کام سفاکترین جانیان عالم  یعنی آمریکا صورت گرفت، بی سبب نیست که چند روز پس از این فاجعه،سران کاخ سفید و رژیم صهیونیستی پیامهای تبریک خود را به خالد بن عبد العزیز ، پادشاه وقت عربستان سعودی تقدیم داشتند.


 پیروزی انقلاب اسلامی موجی از بیداری اسلامی،بازگشت به خویشتن و استقلال فکری و سیاسی در میان ملتهای مسلمان ایجاد کرده بود ، مساله ای که شوروی و آمریکا و خصوصا حکومتهای مرتجع منطقه به ویژه عربستان سعودی از آن در هراس بودند. لذا مدتها بود که به دنبال فرستی مناسب  برای نشان دادن مثلا ضرب شستی به انقلابیون ایران و ملتهای همسو با این انقلاب بودند و بی دلیل نبود که از 402 شهید این حادثه 275نفر آن ایرانی بودند اما به فرموده ای حضرت امام خمینی:" ما در عین حال که شدیداً متأثر و عزادار از این قتل عام بی سابقه امت محمد صلی الله علیه و آله و پیروان ابراهیم حنیف و عاملین به قرآن کریم گردیده‌ایم ، ولی خداوند بزرگ را سپاس می گزاریم که دشمنان ما و مخالفین سیاست اسلامی ما را از کم عقلان و بی خردان قرار داده است. چرا که خودشان هم درک نمی کنند که حرکتهای کورشان ، سبب قوت و تبلیغ انقلاب و معرفی مظلومیت ملت ما گردیده است و درهر مرحله ای سبب ارتقای مکتب و کشورمان را فراهم کرده اند... ".

 

البته این اولین باری نبود که سعودیان وهابی مسلک دست به چنین جنایاتی میزدند، از سال 1902 که عبد العزیز بن عبدالرحمان حکومت سعودی را با حمایت مطلق انگلیس بنا نهاد و مروج افکار محمد بن عبدالوهاب گردید حرکتهای مرتجعانه ی متعددی از جمله ؛ آتش زدن کتابخانه ی بزرگ "مکتب العربیه"،یورش و قتل عام زوار قبور ائمه ی شیعیان در دفعات متعدد،تخریب بقاء امامان و امام زادگان و اصحاب پیغمبر ، حمله و کشتار حجاج یمنی در سال 1343 و یورش به حجاج مصری در سال 1344، یورش و قتل مردم "ام العمد"اردن در سال  1346،تشکیل گروه تروریستی صحابه در پاکستان و القاعده افغانستان و سایر کشورها و حمایت از گروهک تروریستی جندالله در ایران نمونه هایی از آن است.

اما فاجعه ی نهم مرداد ماه 1366 از چند جهت حائز اهمیتی بیشتر از یک فاجعه است .

اول هتک حرمت شهر مقدس مکه است که حتی در عصر سیاه جاهلیت نیز که قتل و کشتار امری متداول و حتی در بسیار مواقع پسندیده بود،احترام وشان این شهر حفظ میشد و جاهلان آن عصر به احترام آن مکان مقدس حتی از خون قاتلان پدر خود میگذشتند،اما در نهم مرداد ماه سال 1366 وهابیون برای نشان دادن اوج کینه خود نسبت به انقلاب اسلامی ایران و جلب نظر آمریکا ننگ چنین عملی را به جان خریدند و 402 تن از زائران بیگناه خانه ی خدا را به شهادت رسانده و 650 نفر را زخمی کردند.

دوم اینکه پس از این جنایت ، گروهی از مدعیان حقوق بشر سکوت اختیار کردند و گروهی دیگر پا را فراتر نهاده و آن حرکت ضد بشری را تائید کردند و از آن ابراز خورسندی نمودند.

اگر چه چند روز پس از این فاجعه میزگرد ها و نشستهای بین المللی متعددی از سوی کشورهای اسلامی برگزار گردید وششم ذیحجه را به عنوان روز برائت از مشرکین نامگذاری کردند (البته  قبل از این در سال 1358 سنگ بنای چنین نامگذاری و حرکتی از سوی حضرت امام خمینی بنا شده بود) اما به یمن سرکوبگران مرتجع وهابی ، این مراسم دشمن شکن به مدت 4 سال به حالت تعلیق در آمد و از سال 1370 تا به امروز این مراسم در زیر چادرهای محل تجمع حجاج و به صورتی مختصرتر برگزار می گردد تا یک وقت آمریکایی ها و صهیونیست ها از شیوخ و شاه و شاهزادگان سست عنصر سعودی نارخرسند نگردند!


مصاحبه ی زیر حاصل گفتگویی کوتاه با حاجیه خانم،مریم علایی همسر شهید حاج حسین گورکی است که در سال 1366 به قصد زیارت خانه ی خدا به مکه معظمه مشرف شده بودند اما به جرم فریاد نام "الله" و اعلام برائت از دشمنان حضرتش مورد تهاجم وهابیون آل سعود قرار گرفتند.

 
بیست و سه سال از آن ماجرا میگذرد و امروز اما همدم تمام لحظه های تنهایی حاجیه خانم علایی پس از آن جمعه ی خونین ،قبر حاج حسین است.

گلزار شهدای شهر "برازجان " هر پنجشنبه شاهد دیدار عاشقانه ی حاجیه مریم و حاج حسین است و کسی نمیداند چه گفتوگویی در میان آنان جاریست که چهره ی حاجیه،پس از هر دیدار به پهنای صورتش اشک آلود می گردد.

 

مدینه ، مهدی و معراج یادگاران حاج حسین در نزد حاجیه خانم علایی هستند و او تمام جوانی خود را به پای آنان گذاشت تا درد بی پدری را احساس نکنند.

او در فاجعه ی سال 66 زنی 27 ساله بود و امروز پنجاهمین سال عمر خود را پشت سر گذاشته است،همسر شهید گورکی امروز اما دو نوه نیز دارد ،یکی ستایش،دختر مدینه و دیگری فرزند مهدی است که به یاد پدرشهیدش نام او را "حسین" نهاده اند.

استان بوشهر مفتخر است که سه شهید از فاجعه ی ششم مرداد ماه سال شصت و شش از این خطه ی مرد خیز  هستند.

شهید حاج عوض بازآمده،67ساله از شهر آبپخش

شهید حاج عباس امینی ،52 ساله از شهر دشتی

و شهید حاج حسین گورکی ، عضو ستاد پشتیبانی جهاد سازندگی 32 ساله از شهر برازجان.

مصاحبه ی زیر بیش از آنکه گفتگو با خاله ام باشد(حاجیه خانم ،مریم علایی ، خاله ی حقیقی نگارنده است) گفتگو با همسر شهید به خون خفته ایست که با خون خود – به فرموده ی حضرت امام خمینی – مرز میان اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی را نمایان ساخت.

       

      

 *برای مقدمه بفرمایید چه سالی با شهید گورکی ازدواج کردید و سال 66 که عازم حج شدید شماو بچه هایتان چند سال داشتید.

بسم الله الرحمن الرحیم،بیست و سومین سالروز حادثه ی الهی و عظیم به خون نشستن حجاج بیت الله الحرام را به خدمت امت ایثارگر و مسلمان ایران ،تسلیت نه بلکه تبریک عرض میکنم ، در پاسخ به سوالتان باید بگویم من در سال 1358با شهید گورکی ازدواج کردم و سال 66 که عازم دیار وحی شدیم من 27  و شهید گورکی 32 سال داشتند و دخترمان، مدینه 7 ساله،مهدی 4 ساله و معراج 2سال و نیم سن داشت.

*از لحظه ی ورودتان به خاک عربستان بگویید و اینکه ابتدا به میدنه مشرف شدید یا مکه و اینکه آیا در مورد مراسم برائت از مسلمین اطلاعی داشتید.

بله،ما ابتدا به شهر مدینه وارد شدیم و حرم مطهر حضرت پیغمبر و قبور ائمه ی بقیع  را زیارت کردیم،  7-8 سال بود که این مراسم برگزار میشد اما به دلیل جو ایثار و شهادتی که در مملکت حاکم بود ما با این مراسم(برائت از مشرکین)آشنایی کامل داشتیم ضمن اینکه سخنرانی هایی در شهر مدینه برگزار شد که در آن مراسمها نیز فلسفه ی این حرکت تشریح میشد، در آن سالها ما مشغول جنگ با صدام بودیم و به خوبی میدانستیم که حامی اصلی بعثی ها و دشمن اصلی اسلام در جهان آمریکا و اسراییلی ها هستند.

*از روز حادثه بگویید و اینکه آیا هشداری از سوی مسولین ایرانی و ماموران سعودی مبنی بر عدم شرکت در مراسم به حجاج داده میشد یا نه.

صبح روز نهم من و حاج حسین(شهید گورکی) به کعبه رفتیم ، تواف کردیم و زیارت و دعا خواندیم ، اوضاع کاملا عادی و آرام بود هنگاه بازگشت به محل استقرارمان یکسری وسایلی را دیدیم که بعد از حادثه فهمیدم که آن وسایل برای سنگر گیری و حمله به حجاج بوده است آن روز من از حاج حسین پرسیدم این گونی هاو پاره آهن ها و ماشین های اوراق و تلنبار شده را برای چه اینجا جمع کرده اند؟حاج حسین نیز اظهار بی اطلاعی کرد، سعودی ها از هفته ی قبل به حجاج میگفتند که نباید شلوغ کنید اما همهی دنیا میدانند که راه پیمایی ما کاملا آرام و مثل هر سال بود و در واقع خودشان مجوز راه پیمایی را داده بودند.

*از لحظه ی هجوم بگویید،آیا در آن لحظه شهید گورکی کنار شما بودند؟

 پس از سخنرانی در حالی که جانبازان و خانم ها جلو قرار داشتند به صورت کاملا آرام شروع به حرکت کردیم و شعارهای ما مرگ بر اسراییل و مرگ بر آمریکا بود حتی علیه صدام که با ما در جنگ بود هم شعار نمیدادیم چه برسد به شعار علیه سعودی ها اما ناگهان ماموران سعودی بدون هیچگونه هشداری آب داغ به طرف ما پاشیدند ، آبها چنان داغ بودند که من در یک لحظه دیدم تمام طول و عرض خیابان را بخار غلیظی پوشانده است،تمام معلولین و سالمندان که نمیتوانستن به عقب برگردند سوختند ، فریاد سوختم سوختم تمام مکه را پر کرده بود ، من قمقمه آب خود را به پیرمردی دادم که صورتش سوخته بود و سرش را که غرق در خون بود با دستمالی بستم ، فاجعه ی اصلی هنگامی شروع شد که وهابی ها با کارد و چوبهای میخ دار و سنگ و شیشه به ما حمله ور شدند،آنها به هیچکس رحم نمیکردند ،ویلچری ها و سالمندان  را با مشت و لگد به زمین می انداختند و با هر چه در دست دشتند به طرفش حجوم می آوردند، نمیدانستیم چه کنیم عده ای به هتل های حاجی هایی که در مراسم شرکت نکرده بودند پناه بردند اما جانبازان و سالمندان و بیماران نه راه پیش داشتند و نه راه فرار اجبارا  درجای خود نشستند و دستشان را بر روی سرشان گذاشتند اما وهابی ها اینبار شروع کردند به پرتاب سنگ و آجر و شیشه از روی ساختکانها و پلها.من از حاج حسین از همان ابتدا جدا شده بودم چون او مسئول انتظامات راهپیمایی بود.


 



 

*چه موقع به شما گفتند حاج حسین به شهادت رسیده وعلت دقیق شهادت را چه چیزی عنوان کردند و شما ادامه ی حج را چگونه گذراندید؟

موقعی که به هتل محل اسکانمان برگشتم نمیدانستم حاج حسین شهید شده من احساس میکردم که او را بازداشت کرده اند چون او جوان بود و میتوانست خود را نجات بدهد مراسم حج را با اینکه خیلی نگران و مشوش بودم انجام دادم اما یک هفته عکسهای شهدا را منتشر کردند و گفتند بیایید شناسایی کنید. من عکس پیکر حاج حسین را شناختم اما باورم نمیشد ، به ایران که برگشتم تلویزیون ایران هم اسم او را به عنوان شهید اعلام کرد 27 روز بعد پیکر شهید را به ما تحویل دادند. علت شهادت را اصابت گلوله و خفگی حاصل از گازهای خفه کننده  اعلام کردند.

 

 

* علت اصلی این حادثه را در چه میبینید.

بنظرم حساب وهابی ها با تمام مسلمانها جداست آنها بیش از آنکه در خط اسلام باشند در خط آمریکا هستند اینها از امام خمینی میترسیدند و میخواستند ملت امام را متوقف کنند اینها میخواستند مسلمانهای کشورهای دیگر را بترسانند که به خط انقلاب اسلامی نپیوندند اما اشتباه می کردند چونکه مسلمانهای دیگر کشورها با دیدن این جنایتها و مظلومیت شیعیان بیشتر به آنها علاقه مند شدند.

*بعد از دریافت پیکر شهید گورکی و قطعی شدن شهادت ایشان ایا گاهی خواب ایشان را دیده اید؟ بله همیشه خواب حاجی را میبینم دو روز بعد از مراسم خاک سپاری یعنی 23 سال پیش خواب دیدم که دورتا دور خانه را درخت انگور احاطه کرده حاج حسین خوشه ی انگوری را چید و به من داد، شاید باور نکنید اما من با تعجب گفتم ما تو را دو روز پیش خاک کردیم و تو الان اینجا چکار میکنی او گفت :مریم تو خیال میکنی من مرده ام؟نه ،میبینی که من زنده ام شما اصلا نگران من نباشید.

*بچه هاتون چطور با شهادت پدرشان کنار آمدند؟

بچه ها آن موقع کوچک بودند و خیلی متوجه نبودند اما چون سالهای اولیه هر سال سالگرد میگرفتیم و مرتب به قطعه شهدا میرفتیم خیلی احساس فقدان پدرشان را نمیکردند.

*از خصوصیات اخلاقی و فردی و رفتار شهید گورکی با خانواده بگویید.

هر چه از خوبی او بگویم اغراق نکرده ام ، خیلی دلسوز فقرا بود هیچوقت به یاد ندارم که در 8 سال زندگی مشترکمان بداخلاقی با من و بچه ها کرده باشد هیچوقت حاضر نبود اصطلاحا مجردی بیرون برود ،همیشه من و بچه ها را با خودش میبرد،مهربان بود اهل غیبت کردن اصلا نبود و همانطور که گفتم واقعا دغدغه ی فقرا و ایتام را داشت.

*از بچه هایتان بگویید و اینکه الان چکار میکنند.

دخترم مدینه الان 29 ساله است و 5ماه پیش بعد از 7سال که از ازدواجشان میگذرد دخترش نیایش به دنیا آمد . پسر بزرگم مهدی27 ساله است و پسرش حسین 4 ساله است مهدی در نیروی دریایی ارتش است و الان چندماه است که برای ماموریت

به خلیج عدن رفته اند.معراج هم مهندسی شیمی خود را گرفته و الان در عسلویه مشغول به کار است(با خنده)قرار است همین روزها برایش زن بگیریم،البته اگر خودش قبول کند.

*امروز 23 سال از آن واقعه میگذرد و حرکت جمهوری اسلامی نه تنها متوقف نشد بلکه روز به روز در دلهای مسلمانان و حتی غیر مسلمانان نفوذ میکند، قدرتهای زورگو برفشار خود افزوده اند اما ثمری نگرفته اند. شما به عنوان همسر شهید بفرمایید علت چیست و در پایان چه صحبتی دارد؟



اسلام واقعی هیچوقت نمی میرد حتی اگر همه ی مسلمانان را شهید کنند آمریکا یی ها و وهابیون این را نمیفهمند و خیال میکنند با شهید کردن ما ،حرکت اسلام و انقلاب اسلامی متوقف میشود،شخصا به آقای خامنه ای و رهبری این سید خیلی اعتقاد دارم و او امروز دقیقا پا جای امام نهاده و در همان خط حرکت میکند امیدوارم با ظهور امام زمان تمام ابر قدرتها و زورگوها سر جای خودشان بنشینند و حضرت صاحب ، انتقام خون شهدا را بگیرند
 
www.labbayk66.blogfa.com 



 
نام:
یادداشت

کد امنیتی: (کد را وارد کنید)* Code

 

آخرین عناوین

آخرین نظرات کاربران

نحوه رسیدگی نامه های مردمی به رئیس جمهور
فاطمه : سلام به ریاست جمهوری اگر امکان داره یه نگاهی هم به مردم فقیر کنید . بخدا من یک ساله عقد کردم بخاطر مشکلاتی که دارم بخاطر نمی توانیم ازدواج کنم 1- مشکل مسکن 2- خرید جهیزیه 3- مشکل کار ودرآمد .ماجوانان چه گناهی کردیم
ادامه

نامه سرگشاده جمعي از مردم حزب الله و ولايتمدار دشتستان به حجت الاسلام و المسلمين موسوي نژاد
سائلین الزهرا: ما نماز ظهر عاشورایت را فراموش نخواهیم کرد ، ما لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین تو را فراموش نخواهیم کرد و تا پای جان در راه اعتلای اهداف مقدست ، که همانا پاسداشت حریم ولایت و ارزش های ناب انقلاب امام روح الله است ایستاده ایم ...
ادامه

نامه سرگشاده جمعي از مردم حزب الله و ولايتمدار دشتستان به حجت الاسلام و المسلمين موسوي نژاد
iهمشهري: چراغي را كه ايزد بر فروزد هر ان كس فوت كند ريشش بسوزد اقا امام زمان با سيد است نترسيدشعار ما در انتخابات (يك راي-يك سيد)
ادامه

عکس/ به احترام حضور این مادر تیتر بزنید
محمد: تا دشمنان بدانند سیدعلی تنها نیست،پیر و جوان زن و مرد اللهم احفظ قائدنا الخامنه ای
ادامه

نامه سرگشاده جمعي از مردم حزب الله و ولايتمدار دشتستان به حجت الاسلام و المسلمين موسوي نژاد
دان: فقط بگوییم عمار دشتستان خوش آمدی. ومامنتظر روشنگری ها و پیگیری هایت هستیم
ادامه

نامه سرگشاده جمعي از مردم حزب الله و ولايتمدار دشتستان به حجت الاسلام و المسلمين موسوي نژاد
امیر: واقعا متاسفم برای کسانی که ادعای اصولگرای میکننداصولگراهای استان جگرتون خنک شدانشاالله با امدن اقاسید روی همه شما سیاه خواهد شد ان روزی که سید بزرگوار افشاگری میکرد شما از بر دربهای منازل خود قفلهای پولادین نصب کرده بود...
ادامه

نامه سرگشاده جمعي از مردم حزب الله و ولايتمدار دشتستان به حجت الاسلام و المسلمين موسوي نژاد
h_mousavi: در روزگاري كه خنده بعضي افراد از زمين خوردن توست بس برخيز تا چنين افرادي بگريند..
ادامه

نامه سرگشاده جمعي از مردم حزب الله و ولايتمدار دشتستان به حجت الاسلام و المسلمين موسوي نژاد
مهدی: یاران علی همیشه مورد اهانت ونامردی نامردان قرارگرفته اند چه درزمان کوفه چه اکنون. جدت پشتیبانت باد یاحسین
ادامه

;
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متع"ق به جانا بوده و استفاده از مطا"ب با ذکر منبع ب"امانع است.